تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

29/05/92

    ir" target="_blank"> تا دم در رسیدیم یه زنه عرب شیش برار من وزن داشت دستش

    وگذاشت رو شونه ی من داشتم میمیردم کمرم ترکید شونم که دیگه هیچی حالا من به این زنه یه جوری نگاه

    میکردم دستشو برداره یه پسره هم داشت منو نگاه میکرد واااااااای داغون کننده بود خیلی  بد بود بعدش رفتیم

     داخل کنار ضریح یه عالمه عکس انداختیم وحالتای خنده دار والا دیگه عکسیدیم وبرگشتیم خونه فاطی موهاشو

     رنگ کرده بود قشنگ بود اما به نظر من مثل رنگ قبلیش بود دیگه اینکه یه پدرامی هم گیر داده به با فائز ومریم ما حافظه

    درست حسابی هم نداره توی توی وبلاگم من رفتم دوباره تو چت

    بعدش دیگه ناهار خوردیم واومدم پایین نت وفهیم اومد جوش زدم اینا خلاصه یه محلولی درست کرد که من رو

    صورتش بزنم که با ماهان بازی میکردم وفائز زد یه عالمه دستور غذای کره ای یاد گرفتم و قراره برم خونمون درس

     کنم خیلی اسون بودن وبه خاطر همین دوست دارم سریع تر بریم الان هم خونه فقط منومری وفاطی هستیم

     فهیم وفائز رفتن کفش بخرن یه کفشی میخواستم بخرم ۴۰ بود خیلی خوشگل بود ولی یه جاش گشاد بود منم

    نخریدم رفتیم ایثار واسه ی فائز مانتو بخریم هیچی گیرمون نیومد وفقط خوردیم وتو اتوبوس مسخره بازی کردیم

    الانم من باید برم بالا گردگیری خوووو ژس من رفتم بای


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 29 مرداد 1392 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , ,

آمار امروز شنبه 5 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :238101
  • بازدید امروز :249617
  • بازدید داخلی :49103
  • کاربران حاضر :171
  • رباتهای جستجوگر:193
  • همه حاضرین :364

تگ های برتر امروز

تگ های برتر